فکر میکنم که عشق یه پرنده است
فکر میکنم که عشق یه پرنده است
یک گل است
یک ترانه است
یا که خنده های کودکانه است
هر چه هست جاودانه است
فکر میکنم که عشق مذهب است
اب و باد و نان و خاک و خانه نیست
مکتب است
عشق مرگ نیست زندگی است
سخت نیست
عین سادگی است
عشق عاشقانه های باد و گندم است
اولین پناهگاه کودکی اخرین پناهگاه ادم است
روی برگ لاله های نوشکفته در سپیده دم
چو شبنم است
یا مسیح در درون مریم است
شهریار
